بی عنوان

خرید بک لینک
روز هفدهم خرداد دقیقا روز تولد من دو تا حادثه تروریستی تو تهران انجام میشه...هفده نفر کشته میشن..چه روز تلخی بود ...اولین خبرو تو تلگرام دیدم بعدش زدم شبکه خبر بلکم یه خورده در جریان باشیم...متاسفانه شبکه خبر فقط زیر نویس کرده بود وداشت راجب کارای فنی برنامه پخش میکرد ...اینجوری نمیشد همون تلگرام به بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 4:24

دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من....کشک...میتونم کل حرصایی که واسع امتحانات خوردم رو به کشک تشبیه کنم...میتونم حتی احمدی رو به کشک تشبیه کنم یا مثلااون آقای سیاووشی دماغ گنده رو یا حتی خودمو...خب زرشک طلایی بدترین معدل در کل سال های تحصیلی به اینجانب اهدا میگردد...جا داره اینجا از اون دختر لاغرو ق بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 4:24

دیشب تا ساعت دو بیدار موندم .... فرداش امتحان زمین دلشتم...یه چند صفحه ای ازش باقی مونده بود که بخونم...کلی خوابم میود واسه همین به مامانم گفتم که منو واسه اذان بیدار کنه که اون چندصفحه رو هم بخونم...انقدر حین درس خوندن راه رفته بودم که تمام پاهام از استخون درد میکرد...ولی شدت خواب آلودگیم به حدی بو بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 13:24

امروز با سردرد و لرز رفتم آزمون قلم چی بدم...دوسه روزه سرما خوردم بیماری به اسم فارنژیت گرفتم...اصلا نتونستم درس بخونم واسه ازمونم هیچ انگیزه ای نداشتم اما رفتم ...رفتم بشینم روی صندلیم یهو دیدم دختر عموم محدثه هم دقیقا کنارم نشسته یجوری روشو برگردونده بود که مثلا من تو رو نمیبینم منم اهمیت ندادم... بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:57

تبریییییک....تبریییییک به سرکار خانم لیلا به خاطر کسب عنوان دوم مسابقه علمی زیست و دینی صبح رفتیم سر صف کلاس حالمم زیاد خوب نبود جبارسینگ هم اومد سر صف گفت میخوایم تجلیل کنم از دانش اموز خوب مدرسمون که مسابقه علمی رتبه اووردن بعد اسم منو صدازد ...باورم نمیشد اخه من که خیلی بد جواب داده بودم رفتم بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:57

خب باید بگم که یه صبح یه اتفاق بدی افتاد...راستش صبح منتظر سرویس مدرسه بودم که یه ماشین با صدای موزیک بلند جلوم سبز شد کلی بوق زد بهم میگفت سوار شم بعد هی دوباره بوق میزد مردمی هم که رد میشدن فقط نگام میکردن گرچه گفتن این رو دوست ندارم اما از تنهایی خودم ترسیدم قبلا هم این اتفاق واسم افتاده بود ...ب بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:57

امروز صبح بردنم عکس کارت ملی بگیرم با اعصاب خووووورد رفتم واسه عکس کارت ملی...بابام یه جا دیگه کار داشت منو تو پست بانک گذاشت و خودش رفت اولین بارم بود که تنهایی یه جای اداری میرفتم دوربرمو نگاه کردم یه پنج شیش تایی باجه داشت طرف یکیشون رفتم و به خانومه گفتم میخوام کارت ملی بگیرم بهم گفت منتظر بمون بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:57

خب دیروز قرار شد بابام بیاد سراغم و با سرویس نرم آخه باید میرفتم تاییدیه کارت مایه ننگمو میگرفتم...بگذریم...شقایقم بهم گفت با سرویس نمیاد قرار بود مصطفی(نامزدش) بیاد سراغش...زنگ خورد و زدم بیرون با شقایق...شقایق دستمو کشیدو یواشی یه ماشین نشونم داد که یه پسر داخلش بود گفت این مصطفاست...یواشکی نگاهش بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:57

میخوام برم کاشون ابشار نیاسر از طرف مدرسه میگن شبیه همین گنج نامه

خودمون...امیدوارم خوش بگذره

بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:57

سفر کاشان خیلی دیر شروع و خیلی زود تموم شد...گاهی وقتا یه روز تو زندگیت اتفاق میوفته که به هیچ وجه نمیتونی فراموشش کنی حتی اگه خودت بخوای...شاید این آخرین سفری باشه که با دوستام رفتم اما فکر میکنم بهترین سفرم بود...ساعت 6 دم مدرسه بودیم و راه افتادیم یکم بعدشم بساط صبحونه رو آماده کردیماینم صبحونه بی عنوان...

ما را در سایت بی عنوان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:57

صفحه بندی